قطرات ناب تنهایی ...
♥ عکس ♥ جمله و شعر های عاشقانه ♥ ترجمه شعر های عاشقانه ♥ موزیک ♥ ویدیو های جدید ♥
نويسندگان

 ::...:: WWW.Lapidist.PersianBlog.Ir ::...:: 

دوستانی که مایل به تبادل لینک و یا بنر هستند میتونن در قسمت نظرات این پست اعلام کنند .

در صورت حذف لینک و یا بنر ما ، لینک و یا بنر شما نیز حذف خواهد شد .

برای تبادل بنر حتماً باید بنر ما رو در وب خودتون قرار بدید .


آخرین خبرها از محسن یگانه

وب سایت هواداران محسن یگانه

سایت شخصی علیرضا تاجریان

جوک، عکس، SMS

ابزار وبلاگنویسان جوان

جامع ترین گالری عکس

عکس و جمله های عاشقانه

گوگلی موتور جستجوی ایرانیان

♥ فروشگاه محصولات عاشقانه♥

مرجع دانلود جدیدترین فیلمها و آهنگها

وب سایت رسمی طرفداران ناصر صدر

گالری عکس و فیلم بازیگران ایرانی و خارجی

 

[ سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

شب آرامی بود


می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

با خودم می گفتم :

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست


ادامه مطلب
[ شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]
 
 
مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
[ شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

چشاتو وا نکن  اینجا ،  هیچ چی دیدن نداره

صدای  ِ سکوت ِ لحظه ها ، شنیدن نـداره

  توی آسمونی که کرکسا پرواز می‌کنن

  دیگه هیچ شاپرکی ، حس ِ پریدن نداره


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٤ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

دوست داشتن،  آن چیزی نیست که تو فکر می‏کنی. خیلی اسرارآمیز است و خیلی از کسانی که در آن بودند هیچ وقت ندانستند در آنند و خیلی از کسانی که درباره آن حرف زدند، فقط حرف زدند...
دوست داشتن، او را با تمام بدی‏هایش، دوست‏ داشتنی یافتن است. رابطه است چون چیزها نمی‏توانند با هم در ارتباطی عمیق باشند مگر آنکه مثل هم باشند و فقط مثل‏ها می‏توانند همدیگر را دوست داشته باشند..
دوست داشتن کشش روح است نه کشش‏های نفس و هوس. کشش قلب است نه کوشش‏های پوچ و عبث.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۳:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

سلام . یه چند روزی بود که متوجه شدم کسی نظر نمیده تو وبلاگ تا اینکه امروز علتشو فهمیدم . داخل سایت پرشین بلاگ موضوعی در همین رابطه مشاهده کردم  که واستون میزارم . من شخصآ به خاطر این مسئله شرمندم . تمام دلگرمی یه نویسنده ی وبلاگ نظرات خواننده و بازدید کننده های وبلاگ هست نمیدونم واقعآ چرا باید یه همچین عملی از سوی مراجع انجام بشه  :

متن اطلاعیه :

به اطلاع کاربران سایت می رسانیم که اختلالات  اخیر در بخش نظرات صدها هزار وبلاگ سایت پرشین بلاگ به دلیل فیلتر شدن آدرس تمامی نظرات وبلاگها از سوی مراجع ذی ربط فیلترینگ می باشد. البته کاربران خارج از کشور مشکلی دسترسی به نظرات را ندارند.

پرشین بلاگ امیدوار است این اشکال که مانع دسترسی میلیونها کاربر و مخاطب در داخل کشور و بی اعتمادی به سرویس دهنده های داخلی و مهاجرت به سرویس دهندگان خارجی می شود، به زودی برطرف شود .

[ سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

خدا می داند،ولی........................
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه
می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی
را کلاه گذاشت.
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش
از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.

آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال
سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار
نمی توان به آن پاسخ داد.

خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها
بنویسند.

خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات
یادمان رفته باشد.

خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم
وبدانیم دنیا چرک نویسی بیش نیست

[ پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

تو را نگاه می کنم
خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند!
بیدار شو
با قلب و سر رنگین خود
بد شگونی شب را بگیر
تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود
زورق ها در آب های کم عمقند...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش

[ پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]


همه دنیام شده دیوار، پر دیوارای سنگی


نمیکشن منو دردا، همین دردای دلتنگی


صبوریای دل با من، به من برگشتنت با تو


چقدر دوری ازم عشقم، چقدر راهه ازم تا تو


رهام کن از هجوم درد، از این تنهایی هرزه


به دلتنگی من برگرد، به دنیایی که بی‌مرزه


کشنده است زهر تنهایی،‌ که من هر لحظه مینوشم


همین لحظه منو دریاب، بیا برگرد به آغوشم


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱۸ ‎ق.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

من با این عکس بغضم گرفت ، واقعا چرا آدما باید این همه با هم تفاوت داشته باشن ؟

خودتو جای این مادر تصور کن منظورمو میفهمی ...

[ سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٤:٢٦ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

گناه قشنگیست


مرا به جرم شکفتن به اسارت میبرند


به جرم اینکه


در این خارستان چو یک گل شکفته ام


و عطرم شاید زنده کند خاطرات مرده را


اما تویی که مرا در سقوط میبینی


تا به حال اندیشیده ای که شاید تو خود وارونه ایستاده ای؟

[ سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٤:٢۳ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

الو سلام

  منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست

 هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است

   ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

 شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است

   به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟

       الو ....

   دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

      خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟
چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر

    صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
    اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم  

   شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست

  دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
پناهگاه  این دل شکسته خانه ی شماست

الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست  

  دوباره ...  

[ سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٤:۱۸ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

گاهی مسیر جاده به بن بست میرود
گاهی تمام حادثه از دست میرود
گاهی همان کسی که دم از عقل میزند
در راه هوشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هر چندمضحک   است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود
گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود
اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود
این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شست می رود
بی راهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود

[ سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

مادرم پنجره را دوست نداشت...

  با وجودی که بهار

  از همین پنجره می‌آمد و

مهمان دل ما می‌شد


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٤:٠٧ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

برای دریافت ویدئو روی دانلود کلیک کنید ...


دانلود

فایل فشرده شده و حجمش کمه پس پیشنهاد میکنم حتماً ببینی

[ جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

اونی که گفتم نرو گفت نمیشه

دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه

وقتی میخواست بره اون منو صدا کرد

واستاد و تو چشام خوب نگا کرد



ادامه مطلب
[ جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۸:٥٦ ‎ق.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه....؟؟؟خیلی سخته ادم کسی رو نداشته باشه...


دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه...


نتونه به هیچکی اعتماد کنه هر چی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه ...


نتونه اخرش برسه به یه بن بست ...



ادامه مطلب
[ جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۸:٤٩ ‎ق.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…


دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …


دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…


دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …


دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…



ادامه مطلب
[ جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۸:٤٦ ‎ق.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]
142298lujo7alp03.gif

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

 

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸ ] [ ٧:٠٠ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]
647109w0qptj9jl7.gif

با تو هستم
تویی که رویت را  از من بر میگردانی
به چشمانم نگاه کن
اشکهایم هنوز خشک نشده اند
از چه میترسی  ,من گناهت را بخشیده ام
هنوز آنقدر عاشقت هستم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم
تو را به خدا سپرده ام ,نه نگران نباش نفرینت نمی کنم
برایت دعا ی خیر میکنم
دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد وتنهایت نگذارد
دوست ندارم تو هم مثل من طعم تلخ تنهایی را حس کنی
دوست ندارم تو هم مثل من شکستن قلبت را تجربه کنی
پس هرگز نفرینت نخواهم کرد وترا به خدا خواهم سپرد
تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .در کنار هر کس وهر چیز که دوستش داری
به چشمانم نگاه کن , آنها را به خاطر بسپار
آنها همیشه نگران تو هستند

[ پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸ ] [ ٦:٥۸ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

You know I got this feeling that I just can’t hide میدونی یک احساسی دارم که نمی تونم پنهان کنم

 I try to tell you how I feel سعی می کنم که بهت بگم احساسم چیه

 I try to tell you about I’m me سعی می کنم که بهت بگم ولی من

 Words don’t come easily کلمات به آسانی نمی آیند

 When you get close I share them وقتی تو نزدیک می شی او نا رو تقسیم می کنم


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

شاید گلی را که به چشم تو سرخ می آمد‏
زرد دیده باشم من‎..‎
شاید راهی را که در چشم تو راست می آمد‏
چشمان من پُر پیچ و خَم می دیدند‎.‎
شاید صدایی که تو آن را با صدای آوای بال فرشته‏
یکی می دیدی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

(یک)‏
پیراهنی از مَلمَل پوشانده‏
بر درختانِ عُریانِ اسفند‌ماه
این مِهِ بامدادی.‏
‎ ‎
‏(دو)‏
‎ ‎کدام زوجِ عاشق
برفِ نشسته بر این نیمکتِ سنگی را‏
پاک خواهند کرد
در خلوتِ زمستانی این باغِ دور‌اُفتاده؟


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]


آب های جهان بوی نفت می دهند

نفت بوی دلار

دلار بوی خون

خون بوی ایدز

ایدز ، بوی حقارت آدم های یکبار مصرف !

بچه ها ، تو را به خدا مواظب باشید

بنی آ دم اعضای

خود می فروشد !

[ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

بیمه ها ، آرامش ما را ربوده اند

بانک ها ، اعتماد را به مزایده گذاشته اند

چهار راه ها پر از چراغ قرمز و پلیس راهنمایی است

این روزها ، عاقلانه نیست به غارها برگردیم

بهتر آن است از میدان رسالت

به پشت بام ها برویم

و بشقاب هایمان را

به سمت واقعیت بچرخانیم!

[ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]




دیگه خستم از زمونه ... از سکـوت عـاشقـونـه

دیگه مردم از جدایـی ... سکوتت دل میسوزونه

نگاهت میگه هنــوزم ... تـــو دلت یه جایی دارم

دل تـــو آبی دریـاست ... مـنـم موج بی قـرارم


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸ ] [ ٥:٢٦ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

دانلود آهنگ با کیفیت MP3 128

آهنگ شعر سپید محسن چاوشی

دانلود آهنگ با کیفیت OGG 64

آهنگ شعر سپید محسن چاوشی
[ شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸ ] [ ٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

تو یه دیوار سنگی 

دو تا پنجره اسیرن

دو تا خسته دو تا تنها

یکیشون تو یکیشون من

راهی دوری بین ما نیست

اما باز اینم زیاده

تنها پیوند من وتو دست ِ مهربون باده

کاشکی این دیوار خراب شه

من و تو با هم بمیریم

تو یه یک دنیای دیگه

دستای همو بگیریم

شاید اونجا توی دلها درد بیزاری نباشه

میونِ  پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه

[ سه‌شنبه ٥ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]



اینم از آخرین کاغذ
دیگه جای نوشتن نیست


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٥ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه

توی دفتر ثبت دلتنگی ها

میخوام جملشو تموم کنم اما نمیشه

میخام دیگه بس کنم اما انگار

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

چه غریب ماندی ای دل! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری دل من ! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری

[ یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

142298lujo7alp03.gif

اشک ازچشمای دخترجاری شد،می خواست


بره که پسردستشو گرفت و اشکاشو پاک کرد

و گفت:اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم

اینه که من دوستت دارم و طاقت دیدن اشکاتو

ندارم...

دخترسرشو پایین انداخت و گفت:میدونی

چیه؟من دوستت ندارم...من...من بدجوری

عاشقت شدم...


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۸:٤٧ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

سلام عزیزان حالتون خوبه؟انشا الله که خوب باشین.

حال منو می پرسین:

حال من  بد  نیست  غم  کم  می خورم

کم که نه هر روز کم کم می خورم

چند تا حرف رمانتیک دیدم حیفم اومد واستون ننویسم.

1-ما دیر به دنیا آمده بودیم یا  حقیقت زود مرده بود ؟کسی ناله می کرد کسی که زن نبود. اگر بود مریم نبود.(تاریخ بیهقی)


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

بی تو هر شب اشک من از دیده می بارد

    در سکوتی تلخ

   دست سردم

                 گرمی دست تو را احساس می دارد

در حباب اشک

          دیدگانم لحظه دیدار می بیند

آتشین لبهایم

            از باغ لبانت بوسه می چیند

                     مژه بر هم می زنم ، افسوس


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

حرفی برای گفتن!!!!!
یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نیامد چی؟ گفتی اگه چشمای تو بباره اسمون گریش میگیره ...گفتم :یه خواهش دارم وقتی اسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار - گفتی به چشم ...حالا من دارم گریه میکنم و اسمون نمیباره ........تو هم اون دور دورا ایستادی به من میخندی...

[ سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

ای خدا چرا انسان عاشق میشه چرا بعضی مردم بی وفا میشند ای خدا چرا در کنار هر گل سرخی خاری قرار دادی قلبی شکستی  ای خدا خسته ام از مردم روز گار چقدر همیشه هدفم با هم زیستن برای هم زیستن بود

ادامه مطلب
[ شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

قصه نبود، راه بود ، خار بود و خون

لیلی ، قصه راه پر خون را می نوشت . راه بود و لیلی می رفت . مجنون نبود.

دنیا ولی پر از نام مجنون بود.

لیلی تنها بود. لیلی همیشه تنهاست.

قصه نبود، معرکه بود. میدان بود، بازی چوگان و گوی.

چوگان نبود ، گوی بود. لیلی ، گوی میدان بود ، بی چوگان . مجنون نبود.

لیلی زخم برمی داشت ، اما شمشیر را نمی دید. شمشیر زن رانیز.

حریفی نبود. لیلی تنها می باخت. زیرا که قصه ، قصه باختن بود.

مجنون کلمه بود. ناپیداوگم .قصه عشق اما همه از مجنون بود.

مجنون نبود.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

قصه را که می دانی ؟ قصه مر غان وکوه قاف را ،قصه ی رفتن و آن هفت وادی صعب را ،قصه ی سیمرغ و آینه را؟

قصه نیست ،حکایت تقدیر است که بر پیشا نی ام نوشته اند . هزار سال است که تقدیر را تاخیر می کنم. اما چه کنم با هدهد،هدهدی که از عهد سلیمان تا امروز هر بامداد صدایم می زند ،ومن همان گنجشک کوچک عذر خواهم که هر روز بهانه ای می آورد، بهانه های کوچک بی مقدار.


 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ٧:٤٩ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

من از سیاهی سرشارم

ودست های تو می دانند

که روستای دلم را باید

برابر باران گذاشت

تو می توانی از آن دور دست

مرا به سایه خود بنشانی

و از کنار جاده سرگردانی

برگردانی

به سوی من قدمی بردار

و روستای دلم را

برابر باران بگذار

مرا بخوان

گرفته

که رمز باران آواز است


[ چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

((ای خدای بزرگ که در آسمانی....))

بله.

حواسمو پرت نکن ، دارم دعا می کنم.

خب ، تو منو صدا کردی.

من ؟ دارم دعا میخونم : (( ای خدای بزرگ که در آسمانی ... ))

دیدی ، دوباره منو صدا کردی.

مگه نگفتی : (( ای خدای بزرگ که در آسمانی ؟.....)).

خب ، من این جام .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

بر بال باد

بر بال های تو نشسته ام و چون پرنده ای آزاد تا ابر ها بال خواهم رفت

 

 

 ایکاش که این پرواز در خواب نباشد و تو

 

 

گیسوان آشفته مرا در باده رها مسازی

 

 

نکند گرمی دست های تو از عشق نیست

 

 

نکند محبت کلامی پوچ و رویایی است

 

 

ای وای اگر این پرواز تا اوج رفتن

 

بر بال باد باشد

[ چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]
[ چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

خــنجر برام بیارین مــن از تبار دردم

عــمریه بی طلوعم مثل غروبی سردم

آیــنـــه دار غــربـــت بـــــــــا آدما غریبه

حــــــوای چشمای من در حسرت یه سیبه

تـــــــاریکه سرنوشتم فانوس من شکسته

عمریه بغضی سنگین راه گـــــلومو بسته

از شب به شب رسیدم از کوچه ها به بن بست

آ ی آدمـــای سر خوش جــــایی برای من هست

شـــب گرد قصه عشق تــنها و بی پناهم

اشـکم رو گونه هاتون من سردی یه آهم
[ دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

دنیای عزیزم!
امروز پسرم برای اولین بار به مدرسه می رود. این موضوع تا مدتی برای او عجیب و تازه خواهد بود. امیدوارم با او مدارا کنی .

دنیای عزیز!
راستش را بخواهی او تا به حال حاکم حیاط خلوت خانه بوده و در آنجا استقلال کامل داشته واز همه مهم تر هر وقت زخمی یا ناراحت شده من دم دستش بوده ام. اما حالا قضیه خیلی فرق کرده است .


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۸:۳۳ ‎ق.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد ...

شانه هایش را برای گریستن

سینه اش را برای نهادن سرم

وچشمانش را برای خالی نمودن غم هایم می خواهم . 

دلم کسی را می خواهد که مرا با هر آنچه هستم دوست بدارد...

با تمام بدی ها وخوبی هایم با تمام نامهربانی ها ومهربانی هایم

دلم کسی را می خواهد که آفتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه کند


[ شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۳:۳٧ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

 

برای مشاهده دیگر عکس ها کلیک کنید

[ شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]

گاهی سکوت گویاتر ازتکلم و فریاد است

گاهی نبودن روشن ترین دلیل حضور است

وقتی دیگر نبود؛من به بودنش نیازمند شدم

وقتی دیگر رفت؛من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد،

من او را دوست داشتم

وقتی او تمام کرد،من شروع کردم

وقتی او تمام شد،من آغاز شدم

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن...

مثل تنها مردن...

..........برگرد.

[ شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ ஐღ♥ Morteza ♥ღஐ ]
........

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

Baraye Adamhaye Nabina Shisheo Almas Farghi Nadare Pas Age Kasi Ghadreto Nadunest Fekr Nakon Shisheie un Nabinast...
امکانات وب
RSS Feed

تبلیغات گوگل

تصاویر تصادفی

کد عکس تصادفی

داغ کن - کلوب دات کام


قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب بلاگفا قالب میهن بلاگ قالب وبلاگ وبلاگ نویسان سرگرمی بازی اس ام اس فال تعبیر خواب قالب وبلاگ کد موزیک ساخت کد صوتی موسیقی بی کلام نوحه چت مترجم سایت زیباساز آموزش وبلاگ یاهو آمار فال حافظ تعبیر خواب گوگل ساعت رنک ماوس تغییر شکل ماوس ایجاد گالری اوقات شرعی تاریخ تقویم فونت تماس پرچم تصویر روز آی پی آب و هوا دیکشنری طالع ازدواج جمله تصادفی آپلود عکس دانستنی حدیث قالب بلاگ اسکای فروشگاه اينترنتي ايران آرنا